عشق من سینما

یادداشتهای میثم باریکانی

چلچراغ هم لغو امتیاز شد. یا بهتر است بگویم به نشان توقیف مفتخر و مزین شد!  جز این هم انتظار نداشتم. دیر شده بود! باید زودتر از اینها توقیف می شد تا جوانان این سرزمین را به بی راهه فساد نکشاند!!! والا! از معدود نشریات دوست داشتنی باقیمانده در این روزگار خزان بود. 9 سال دوام آورد که البته انصافا در این سرزمین رکورد بالایی است. جوان پسند و جریان ساز بود. دوستش داشتم. یاد و نامش تا ابد در دل نسل جوان به یادگار خواهد ماند. بر عکس توقیف کنندگانش که نامشان فقط بر سنگ گورشان حک خواهد شد.
در پاساژی نزدیک به محل زندگیم، دو فروشگاه بود که دوستشان داشتم و گذارم هر روز به آنجا می افتاد. یکی فروشگاه نوار کاست و سی دی موسیقی بود و دیگری کتابفروشی. پازلها و بیشتر آرشیو موسیقی ام را در این سالها از آن فروشگاه خریده بودم. امسال اما بعد از عید که به محل مذکور رفتم، اثری از آن نبود و جایش اسباب بازی فروشی شده بود! دیروز هم اتفاق مشابهی افتاد برای آن کتابفروشی. یعنی اثری از آن ندیدم. در یک هفته غیب شده بود و جایش یک بوتیک شیک سبز شده بود. آری مردم ما مجله و کتابفروشی نمی خواهند. این مملکت نویسنده و روزنامه نگار نیاز ندارد. این سرزمین نیازی به فرهنگ و هنر ندارد.
من دیگر به اتفاقات عادت کرده ام، اما خسته ام از این روزگار سیاه و دسیسه و نیرنگ. آقا نگه دار من همین جا پیاده می شم. آقا نگه دار بیشتر از این مزاحم نمی شم!!!
پ.ن.1 اشاره ام به نام ترانه ای از گروه موسیقی کیوسک بود.
پ.ن.2 چلچراغیهای از همه جا بی خبر، قصد داشتند از هفته آینده بترکانند و 32 صفحه به نشریه شان اضافه کنند که رامین مهلت نداد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 آذر1389ساعت 12:38  توسط ميثم  |